از کجاها به اين ص�حه سر می زنند؟

Powered by Blogger
ATOM Feed

Archive


www.flickr.com
[ چهارشنبه، بهمن ۱۲، ۱۳۸۴ ]  ::  [ حامد. د ]
موقع ورود به جلسه‏ي امتحان که سالني بزرگ با حدود200 تا صندلي است، شخصي که کارتها رو نگاه مي‏کنه و مي‏دونم از آموزشي‏هاست، از من هم کارت مي‏خواد، براي اينکه منو به خاطر بياره به ش سلام مي‏کنم، اما نمي‏فهمه، پس مجبور مي‏شم برگه‏اي رو که روش نوشته شده «استاد* گرامي، آقاي... مراقب جلسه‏ي امتحان..» رو به‏ش نشون مي‏دم تا به‏جا مي‏ياره، «ببخشين، بفرمايين». يک چرخي مي‏زنم، سه چهار دقيقه به 11 ساعت شروع امتحان مونده. دانشجوها هنوز سرپا هستن و آخرين استرس‏هاي قبل از امتحان رو با صحبت با هم تخليه مي‏کنند. از آخرين امتحاني که دادم يک‏سال و اندي مي‏گذره. همين فاصله باعث شده که احمقانه هوس امتحان بکنم. امتحان شروع مي‏شه. يک سري از برگه ها رو من توزيع مي‏کنم، «آره، پاسخ رو هم بايد توي همين برگه بنويسن.» يک ساعت اول بدون اتفاق خاصي مي‏گذره، بچه‏ها سرشون گرمه و هنوز سري براي تقلب بالا نيومده. فقط يک مورد هست. اوني که موبايلشو لاي پاش قايم کرده. دورش چرخي مي‏زنم. تا جايي که مي‏تونه موبايلو عقب‏تر فشار مي‏ده تا ديده نشه. مي‏رم و برمي‏گردم. موبايلو جاي مطمئني گذاشته وسرش به برگه است. کسايي که عادت دارن موقع نوشتن با خودشون حرف بزنن و همچنين اونايي که سرشونو زياد حرکت مي دن و به اطراف و نقاط نامعلومي خيره مي‏شن، حواس مراقب‏ها رو پرت مي‏کنند، درحاليکه متقلب‏ها اون‎ها نيستند. راه مي‏رم، مچ دستها، مچ پاها، زير برگه ها رو از نظر مي‏گذرونم تا شايد چيزي پيدا کنم. اما خبري نست. محض رضاي خدا کسي رو هم پيدا نمي‏کنم که حتي به نشانه‏ي پچ پچ دستشو جلو دهنش گرفته باشه. تنها صداي پچ پچ صداي استاده که به سوالا پاسخ مي‏ده. يا تکنيک‏هاي تقلب فرق کرده يا اينها خيلي بچه مثبت هستند. تا سري به سمت برگه‏ي کناري خم ميشه مي‏رم بالاي سرشون و دوروبرشون مي‏گردم تا بالاخره بي‏خيال مي‏شن. امتحان تموم مي‏شه و من آروز به‏دل يک مچ گيري درست و حسابي با پاهايي که از قدم زدن‏هاي مداوم، حسابي به درد اومده از جلسه خارج مي‏شم.

*گول اين اسم رو نخورين، مي‏دونين که توي دانشگاه به يک حل تمرين ترم سه‏ئي هم مي‏گن استاد!



---------------------------------< نظرات >---------------------------------

1- سلام به همه
2- آخی. آقا حامد احتمالا اینها خیلی بچه مثبت اند.حالا امتحان چی بود؟
3- توی اصفهان هم یک بار من رو مراقب درس ماشین یک کردند. احساسم بعد از امتحان بدجوری به احساست مشابه میزد.
4- از اونجایی که خود ما به روشهای نوین قبلی تقلب (نوین که میگم ماله یه دو ترم قبله) آشنا بودیم فکر می کنم کسی نتونست تقلب کنه.
5- در هرحال باید در نظر داشته باشیم که همه چیز درحال پیشرفته
6- همگی سلامت باشید.
یا حق
Mojtaba

rasti man nemidoonam tooye khaarej taghalob chetoriye!!!
navid

Baba harki moragheb mishe bezare mellat haleshoono bokonan! sare khodetoonam miada! b-)
PoOYaN

سلام ای بابا اینقد سخت نگیرین .بذارین تقلب شونو بکنن اما اسراف نکنن (تو تقلب کردن منظورمه).
مریم ش

واقعيت اينه كه خيلي ناشي بودي بچه ها هم حالشو بردن.
Hamed.M

چه مراقب ضد حالی ... حتما اگه استاد هم بشی که تقریبا شدی ، ازو اونایی میشی که بیست و پنج صدم نمره هم به دانشجو نمی دن ... آره؟
ALIREZA


..................................................................................................................................