از کجاها به اين ص�حه سر می زنند؟

Powered by Blogger
ATOM Feed

Archive


www.flickr.com
[ پنجشنبه، اسفند ۲۸، ۱۳۸۲ ]  ::  [ حامد. د ]
روزي شيخ امام حامد گوزني در تفکرات خود مستغرق، در پي يافتن حق تعالي بود، حکيمي که علم آمار خوانده بود او را طريقتي آموخت سخت ظريف، بدين گونه که با جمع آوري آرا امت و جمع بندي آنها ، خواهد فهميد که امري که همگان بر آن شهادت دهند، "حتما يک چيزي هست ديگه!"... (نخير اين نشد!)

گناهکار: سلام پدر، مي خوام به کار خيلي زشتي که انجام دادم اعتراف کنم.
کشيش: بگو فرزندم. من براي همين اينجام.
گناهکار: اوه پدر، من يک سوال غلط پرسيدم تا جوابي ذاتا غلط بگيرم....
کشيش: گريه نکن فرزندم. ادامه بده، خداوند رحيمه.
گناهکار: بدتر از اون اينکه من يک سوال شخصي پرسيدم.
( اَه.. اينم خيلي خنک شد!)

اوني که گفته اين وبلاگ به درد نخوره و بايد درشو تخته کرد، خيلي خره. (اين يکي بي ربط بود، همينجوري پريد)

- به نظر تو سوال کردن و مشورت در مورد حل يک مساله ي الکترونيک واجبتره يا مساله اي مثل اعتقاد به خدا؟
- اين سوال رو بايد از خودت بپرسي و نه از ديگران.
- گفتم شايد يک راه رسيدن به حقيقت نظر جمع باشه.
- من که فکر ميکنم تو مقهور اين ايده شدي که همچين سوال نامتعارفي رو به رفراندوم بذاري و خيلي آدم آوانگاردي به نظر بياي!
- تو کسيو سراغ داري که از ايده هاي خودش لذت نبره و مقهور اونها نشه؟
(اين يکي هم تبديل شد به درس اخلاق!)

اين فيلمو سينما هويزه آورده، حتما برين ببينين تا يه بحثي در موردش اينجا راه بندازيم. (اينم نامربوط بود، زياد جدي نگيرين)

-بالاخره که چي؟ حرف حسابت چيه؟ - اينه: "خيلي خوشحالم که بدون استثناء همه ي راي دهندگان به خدا اعتقاد دارن ولي اي کاش حاضر بودند که دليلش رو هم بگن!"
تموم شد؟
يه چيز کوچيک موند، تقديم به محمد:يک هفت سين کامل با مخلفات!

If you can't see this e-card please download flashplayer6.0


..................................................................................................................................